معماری پست مدرن
معماري پست مدرن جرياني است که از نيمه قرن بيستم دربرابر مدرنيسم بين المللي شکل گرفته است؛ اين سبک دوباره نگاهي به تزئينات و عناصر سبکهاي معماري تاريخي و باستاني انداخت وبا چشمپوشي ازجزئيات خاص اين عناصراقدام به بکارگيري دوباره ازاين عناصر کرد. ريختمان عمومي اين معماري شامل: ستون ها، اهرام، طاقها، ستون هاي هرمي شکل، اشکال غيرمعمول وجذاب، سنتوريها واستفاده ترکيبي ازشيشه وسنگ درنما است. جريان پست مدرن درمعماري راهي را ازتقليد سنتي از معماري کلاسيک تا عناصر تزئيني گوتيک وطرحهاي زيرکانه طنزآلود طي مي نمايد.
منظور از پست مدرن مرحله ی تاریخی بعد از مدرن است. بعضی آن را دوره ی فرا صنعتی می نامند و بعضی از فلاسفه هم آن را مرحله ای از دوران مدرن می دانند که نقدی بر خود مدرن است. زیرا بر خلاف مدرنیست ها که کاملا عقل گرا بودند همه ی فلاسفه ی پست مدرن عقلانیت قطعیت علمی و خردگرایی محض را زیر سوال می بردند ؛ در نتیجه پست مدرنیسم ضد جنبش فکری رنسانس، ضد عصر روشنگری و خردگرایی، ضد لیبرالیست و ضد کمونیست بودند.
پست مدرنیست ها احساس را بیش از عقل باور داشتند، برای مثال نیتچه یکی از فلاسفه آلمانی می گوید:"عقل خلاقیت زندگی را از بین می برد."
از دهه ی 60 میلادی یکی از شاگردان لویی کان به نام رابرت ونچوری ،کسی که بر و بچه های معماری او را با خانه ای که برای مادرش ساخته می شناسند ،اولین کسی بود که پست مدرن را در معماری به صورت یک سبک مطرح کرد.
معماری پست مدرن سه ویژگی مهم داشت: اول اینکه ایده ی معماری بین المللی را رد می کرد و به زمینه گرایی در معماری اعتقاد داشت.
دومین ویژگی پیرامون مساله ی تزیینات در معماری مطرح می شود.
وسومین ویژگی که چارلز جنکز در کتاب خود یاداور می شود :"ساختمان پست مدرن دارای دوگانگی در قواعد و مفاهیم است یکی برای قشر روشنفکر و دیگری برای عامه ی مردم."
به طور کلی معماری پست مدرن تاثیر گسترده ای در سطح جهانی داشت و تا نیمه ی دهه ی 80 میلادی بعنوان معماری اوانگارد و فراگیر مطرح بود.
معمارانی همچون جیمز استرلینگ، چارلز مور، ماریو بوتا، الدو راسی و البته فیلیپ جانسون در اواخر عمرش متاثر از این سبک طراحی می کردند.
طراحان پست مدرن بر این عقیده هستند که به راحتی می توان تاریخ را دور زد و تاریخ معماری را به شیوه هایی اصیل ، تازه و بدیع مجددا به هم پیوند بزنند . آنان عموما جنبش های خود را در راستای حرکت های جدایی طلب و فرقه گرایانه سوق دادند و ازجنبش های وسیع و گسترده حقوق مدنی و پیوند های انسانی ، که می توانستند موجب رشد ،ارتقا و استعلای محدوده ها و عرصه فعالیت های گروهی گردند ، دوری می جستند .
پستمدرنها فرانسوی این نوع نگرش به جهان را به مثابه کشفی چشمگیر و کلیدی برای آزادی و سعادت در دنیای جدید پلورالیستی و چند خدایی ارائه می کنند .
همانگونه که قبلا متذکر شدیم اندیشه پست مدرنیسم سمت و سو و جهت گیری واحدی ندارد . بلکه در جهان متعددی سیر می کند ، مضامین آن چندان با هم سازگار نیستند بلکه در اکثر موارد دچار تناقض ها و ابهام های آشکاری هستند .
از مهمترین مضامین پست مدرنیته می توان به موارد زیراشاره کرد :
۱- تردید در این باره که هرگونه حقیقت انسانی ، بازنمایی عینی و ساده ای از واقعیت است .
۲- توجه و تاکید بر نحوه کاربرد زبان از سوی جوامع برای ساختن واقعیات مورد نظر خود ، اینکه جوامع چگونه از زبان برای ایجاد واقعیات استفاده میکنند .
۳- ترجیح دادن یا اولویت قائل شدن برای بومی) محلی) ، عینی و اخص دربرابر ، جهانی ، انتزاعی و اعم.
۴- تجدید علاقه یا توجه دوباره به روایت داستان و داستان سرایی .
۵- پذیرش این نکته که توصیف های متعدد و متفاوت از واقعیت را همواره نمی توان به شیوه ای قطعی و نهایی ، یعنی عینی و غیر انسانی ، در برابر یا علیه یکدیگر به کار رفت .
۶- تمایل به پذیرش و قبول چیزها آنگونه که در سطح و ظواهر قرار دارند ، به جای جستجو (به سبک فروید یا مارکس) برای یافتن معانی ژرفتر .
اکثر این مضامین با هم جور بوده و مناسب هم به نظر می رسند ولی وضعیت پست مدرن از نوعی تنش یا آشفتگی خاصی برخوردار است ، از یک سو تمایل به سمت تجزیه، پراکندگی و افتراق و از سوی دیگر جستجو برای یافتن چارچوب های وسیع تری برای معانی است .
در معماری جدید تاکید بر خطوط منحنی ، تاکید بر امور غیرقابل پیش بینی ، بر تزئین و تقلید هزل آمیز و بر زیبایی غیر کارکردی استوار است .سطوح شفاف و آینه وار و هزارتوهای پیچاپیچ ، عناصر عمده ای در معماری پست مدرن به شمار می روند .
از نظر پست مدرنها شرایط زیر فرم ساختمان را تعیین می کنند :
1- خصوصیات فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و اقتصادی افراد که از ساختمان استفاده میکنند .
۲- خصوصیات شهری ، خیابان ، میدان ، کوچه ، مغازه
۳- شرایط اقلیمی ، رطوبت ، سرما ، گرما ، جنگل ، صحرا
4- نحوه زندگی روزمره اهالی ساختمان ، نیازهای آنها ، پیش زمینه های ذهنی
نگاهي به وضيعت معماري معاصر (پست مدرن)
عوامل گوناگوني بر روند پيشرفت جوامع بشري موثرند که از آن جمله ميتوان به عواملي نظير: اقتصاد، جامعه شناسي، سياست، پيشرفتهاي علمي، فلسفه و... اشاره کرد که همگي اين عوامل بر دگرگونيهاي هنر و معماري نيز بسيار موثرند؛ اين تحولات در معماري، آنگونه که چارلز جنکز (منتقد شهير معاصر)، از آن ياد مي کند با دوره مدرن آغاز مي شود و سپس با دو دوره پست مدرن و ليت مدرن پي گرفته مي شود.مدرنيسم در معماري، پس از انقلاب صنعتي و از حدود سال 1920 میلادی آغاز مي شود؛ بهلحاظ شناختشناسانه معماران مدرن به يک سبک جهاني و شايد بتوان گفت به نوعي بي سبکي معتقد بودند. در معماري مدرن فرم، ناشي از «عملکرد» است. ساختمان حاصل از سبک در معماري مدرن داراي صراحت بيان است، فرم انتزاعي و داراي خلوص و سادگي است. از آنجا که معماري مدرن نفي کننده تاريخ است، لذا ضد هر گونه تزئينات، تمثيل و استعارهاي است که رجعتي به تاريخ قلمداد شود. در حقيقت معماري مدرن بر اساس اصالت برنامه شکل مي گيرد و در آن عملکرد، نقش مهمي را ايفا ميکند؛ بدين معني که سازماندهي فضايي پروژه تحت تاثير مستقيم اقتصاد قرار دارد و پروژه بر مبناي اقتصادي ترين وضيعت عناصر برنامه به وجود مي آيد و فرم، صورت اقتصادي طرح است! فرم، عنصري جبري است که ناشي از عملکرد و برنامه است و زيباييشناسي آن زيبايي ماشيني و منتج از فناوري است.پس از سال 1960م، دو گرايش جديد پست مدرن و ليت مدرن، رخ مينمايند، هر يک داراي گرايش هاي مجزايي هستند، حتي ادامه تفکرات اين سبکها تا سال هاي اخير هم قابل پي گيري است. در انديشه معماران پست مدرن، سبک به صورت دوگانهاي به وجود مي آيد و داراي ظاهري عامه پسند و طرفدار عقايد جمع است. معماران اين دوره که ديگر معماري مدرن را کارآمد و آرماني نمييابند، با رجعت به گذشته و تاريخ معماري، نشانههايي را از آنها در معماري خود مورد استفاده قرار ميدهند.در معماري پست مدرن نئوکلاسيک، برنامه طرد ميشود و فرم فارغ از برنامه شکل ميگيرد؛ در واقع اين فرمها هستند که مساله اصلي معماري را تعريف مي کنند.